تبليغاتX
شعر = می نابی از جام عشق
عشق را همچون شرابی می توان تعبیر کرد



چند سوال
چند سوال: چرا وقتي باطري کنترل تلويزيون تموم مي شه دکمه هاي اونو محکمتر فشار ميديم؟ چرا اگر به کسي بگيد که در فضا 4 ميليارد ستاره وجود داره باورش ميشه ولي اگر بهش بگيد رنگ ديوار خيسه خودش با دست امتحان مي کنه تا مطمئن بشه؟ چرا براي انجام مجازات اعدام با تزريق آمپول سمي، از سرنگ استريل استفاده مي کنن؟ چرا تارزان بعد از اين همه وقت كه تو جنگل بوده ريش و سيبيل نداره؟ آيا ميشه زير آب گريه کرد؟


موضوع :
| +| نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 18:28 توسط ناصر توسلی |


نامه مامان غضنفر به غضنفر
سلام
امیدوارم که خوب و خوش و خرم باشید
دست بر قضا این نامه بدست ما افتاد که منم گفتم برای شما بنویسم
امیدوارم که خوشتون بیاد


گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند،‌ آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند

وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان

آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،‌دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد

گضنفر جان،‌آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم

پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800،‌ 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا،‌ چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه

ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت

ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،‌اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي

اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي

راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!‌شرمنده

همين ديگه .. خبر جديدي نيست
قربانت .. مادرت

راستي:‌گضنفر جان خواستم برات يه خرده پول پست کنم، ‌ولي وقتي يادم افتاد که ديگه خيلي دير شده بود و اين نامه را برايت پست کرده بودم

موضوع :
| +| نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386 و ساعت 20:12 توسط ناصر توسلی |


حرف دل
سلام
امروز یا بهتره بگم امشب دو تا کلیپ قشنگ برای برو بچ هیأتی گذاشتم
امیدوارم که خوشتون بیاد
راستی کلیپ ها از نوع 3gp هست
یعنی میتونید بریزید روی موبایل ها تون
التماس دعا

کلیپ وصیت نامه 
کلیپ حرف دل


آنقدر مست و خرابــــــم که دگر تابم نیست

مست از باده چنانم که کنون خوابم نیست


موضوع :
| +| نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386 و ساعت 22:34 توسط ناصر توسلی |


ناصر توسلی
سلام

اینم عکس من






موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386 و ساعت 10:18 توسط ناصر توسلی |


هفته وحدت
سلام

امروز به نظرم رسید که یه مطلبی را درباره هفته وحدت بنویسم

راستش ما ها که هیچ کدوم با خدا و پیغمبر مشکلی نداریم

ائمه اطهار را هم همه میشناسند

پس اختلاف سر بعضی مسائل هست

بیائید اختلافات را کنار بذاریم و به مشترکاتمون توجه داشته باشیم

این بهتره

مگه نـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه !!!!!!


موضوع :
| +| نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386 و ساعت 18:54 توسط ناصر توسلی |


تبریک سال نو

موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه سوم فروردین 1386 و ساعت 8:20 توسط ناصر توسلی |