السلام علیک یا فاطمه الزهرا
صلی الله علیک یا بقیه الله
سلام
فرارسیدن ایام سوگواری خانم صدیقه مرضیه حضرت زهرا سلام الله علیها را به تمام خلایق بخصوص به پیسشگاه ملکوتی ولانا صاحب العصر و زمان حضرت بقیه الله اعظیم تسلیت عرض مینمایم
حقیقت امر اینه که شعری که براتون مینویسم هنوز کامل نشده ولی چون قول داده بودم براتون مینویسم
امیدوارم که همواره سلامت و پیروز باشید
درضمن این را هم بگم که این شعر زبان حال حضرت امیر المومنین علیه السلام هست با خانم حضرت زهرا سلام الله علیها
ای یار نازنیــــن که دلم می بری ، بنـــــاز
بــــا خود ببـــرده ای اثر نــــــور از حجاز
تو شمــــع محفـــل ســتی و پروانه ات منم
بی شمع عـــارض تو دلم را بــــود گــــداز
برگــونه هـــای ملتــمــس کودکــــان خــود
دستــان کوچکی که تو را هست صــــد نیاز
پروانــــه ســـان به گرد شبستـــان بسترت
آن لحظه ها کـه یــــــاد تو آمــد گــه نمـــاز
دل از طـــواف کعبه ی رویت وقــوف یافت
آن گونه اســــودی که تو را هست بر فراز
هر دم به خون دیده وضو کرده ام که نیست
آوای دلنشـــــین تو هنــــگامه ی نمــــــاز
مـُـعـَـبـــِّــر (ناصر توسلی)
خب امروز مي خوام براتون يه شعر بنويسم كه مال خودم نيست
شايد مشكلاتي درش باشه اما از لحاظ معنايي بنظر من پر محتواست
انشاء الله كه خوشتون ميآد .....
گفتم به عشــق ســــوز تو در دل اثر كنــــــد
گفتا بســــــوز . راه مــــن از دل گـــــذر كند
گفتــــم سـلام من برســـــان بر حبـيـــــب دل
گفتـــــا اميـــــد نيست كه بر تو نظــــر كنــد
گفتـــم شراب مهــــر بنوشـــان ز كام يـــــار
گفتا كه صبح و شــــام ز خون ديـــده تر كند
گفتم كه يار دوا نمي دهد بر مريض عشـق ؟
گفتــــا مريض عشــــق ز درمــــان حذر كند
گفتم ز دست كيـست اين همه رنج مي برد ؟
گفتا ز دست توست كه خون در جگــــر كند
گفتـــم به پـرس كه دوري از ما چـرا كنـد ؟
گفتــــا وظيفــــه است . دفـــع خطــر كنــــد
گفتــم فــــراق را به چه تفسيـــر مي كني ؟
خاموش گشت . مرد . كه جان را به در كند
خب قرار براين بود كه پاسخ سوالات مسابقه را براتون بنويسم
الوعده وفا اينم پاسخ ها
حالا بخونيد و ببينيد واقعا اينقدر سخت بود ؟؟؟؟!!!!
-
نام پدر جنيان چيست ؟ شومان همو كه از درخشش شعله آتش آفريده شده است.
- كدام عبادت است كه اگر انجام دهد حرام است و اگر آن را ترك كند نيز حرام است ؟ آن نماز شخص مست است كه اگر در آن حال نماز بخواند معصيت كرده و اگر آن را ترك كند هم معصيت كرده است.
- كدام پرنده اي است كه نه پدر و مادر دارد و نه جوجه ؟ پرنده اي بود كه حضرت عيسي عليه السلام آن را از گل درست كرد كه خواند متعال مي فرمايد : « و آنگاه كه از كل شكل پرنده اي به امر من مي سازي و در آن مي دمي تا به امر من پرنده اي شود. »
- كدام حيوان است كه از شكم حيوان ديگري بيرون مي آيد و نسبي بين آنها نيست ؟ يونس عليه السلام كه از شكم ماهي (نهنگ) خارج شد.
- آن چيست كه اندك آن مباح و بسيار آن حرام است ؟ نهر طالوت است كه خداوند متعال مي فرمايد : « مگر كفي از آن بياشامد » ( كه هركه بيشتر آن را بياشامد حرام است. )
- چرا دينار و درهم را به اين نام مي خوانند ؟ ازين رو به دينار . دينار گفته شد چون دينار دار و خانه ي نار و آتش است. و اما درهم چون آن دار و خانه ي هم و حزن است. كسي كه آن را جمع نموده و در طاعت خدا صرف نكند موجب ورود او در آتش مي شود.
- چرا دنيا و آخرت را به اين نام مي خوانند ؟ دنيا را به خاطر آن دنيا گفته اند كه از هرچيزي پست تر است و آخرت را آخرت خوانده اند زيرا در آن پاداش و ثواب مي باشد.
- مسافت بين مشرق و مغرب كدام است ؟ مسير يك روز خورشيد
- كدام ساعت است كه نه از شب است و نه از روز؟ ساعتي پيش از طلوع آفتاب
- پنج موجودي كه بر زمين راه مي رفتند. ولي در رحم مادرانشان خلق نشده بودند. كدامند ؟ آنها آدم. حوا. ناقه ي صالح . قوچ ابراهيم و عصاي موسي مي باشند.
-
بيم دهنده اي كه نه انسان بود ونه جن و پري ؟ آن مورچه اي در عهد حضرت سليمان است گفت : « اي موران! همه به خانه هاي خود برويد تا سليمان و سپاهيانش ندانسته شما را پايمال نكنند. »
- قفل آسمانها چيست و كليد آن كدامند ؟ قفل آسمانها شرك ورزيدن به خداوند است و كليد گشايش آنها شهادت « لا اله الله و محمد رسول الله » مي باشد
- قبري كه صاحب خود را حركت داد كدام است ؟ نهنگي بود كه يونس عليه السلام را در شكم خود در هفت دريا گردانيد.
- جايي كه يك بار بر آن آفتاب تابيده و ديگر هرگز نتابيد كدام است ؟ دريايي بود كه خداوند براي موسي عليه السلام شكافت و فرعون و يارانش را غرق كرد و آفتاب بر فعر آن تابيد و سپس آب آن را فراگرفته ديگر آفتاب نديد
- زبان بهشتيان و دوزخيان كدام زبان است ؟ بهشتيان به زبان عربي صحبت مي كنند و دوزخيان به زبان مجوسي.
- موجودي كه نه جن است و نه انس و به آن دروغ بستند كدام است ؟ گرگي كه برادران يوسف به او درغ بستند.
- چيزي كه نه جن بود و نه انس و به آن وحي شد كدام است ؟ زنبود عسل
- چيزي كه آشاميده و زنده بود و خورد و مرده بود كدام است ؟ عصاي حضرت موسي عليه السلام
- نام ابليس در آسمان چه بود ؟ حارث
- نخستين قطره ي خوني كه بر روي زمين چكيد كدام بود ؟ نخستين خوني كه بر زمين چكيد هنگامي بود كه حوا – پيش از زائيدن فرزندش – حائض شد.
عيدتون مبارك
اين شعري كه براتون مينويسم مربوط به سال ۱۳۸۳ ميشه
آخه ۸۴ و ۸۵ را سربازي بودم و خوب وقت و فكر آزادي نداشتم
درضمن سربازيم هم كلا ديگه تموم شد و فكر كنم كمي بيشتر بتونم براتون شعرام را بنويسم
عيــــد رمضــــان آمد و ايـــــام به كام است
شهد و شكر و شيره ي انگور به جـام است
خوش بودم و خوش باشم و خوش نيز بمانم
كابين من از لعــل لب و غنچه ي كـــام است
در حسرت ديـــــدار رخ دوسـت كنــــون دل
در گوشـــه ي ميخانه پي عيش مــدام است
سرمستــي من وقت گل و يـــاسمن اين شــد
سرمايــــه و جــان در اثر اين دو كلام است
زاهــــد بشنو پنـــد مُـعَبــِّـــر كه چنيـن گفت
بي روي علــــــي بــاده و پيمانه حرام است
ناصر توسلي (معبر) - عيد فطر ۱۳۸۳
پیـشیـنه ایـــست، نامه ی من شد سیـــــاه ازو
چون سائلی ز کرده ی خود گشته ام خجــــــل
بر دل نظـــــر نمـــــا که نباشـــــد گنــــــاه ازو
آری جنــــــاب پیرمغـــان را بُوَد چو دوســــت
بی روی دوســـــت دور شــدم بـــا گنـــــاه ازو
با یـــــک نگاه مـــــاه دلــم گشته شـــــد عیان
من سنــــگ سایه بــــودم و آن نــور ماه ازو
چون با گناه خویش بُـــدَم مستِ عقل و هوش
بی خـــود ز عقـل و هـــوش شدم با نگاه ازو
دیگر ز پیش من برو ای نفــــس چون هوس
مــــــا را طریقتیــــست که دارم پنـــــــاه ازو
ای جــــــرعه نوش بـــــاده ی دُردیِ حیـدری
بر مـا بتــــاب تا که شـــود صبحــــــگاه ازو
باشــــد درین خیــال مُـعَـبـِّــــــر گــــهِ دعـــا
روزی بــــود که یـــــاد کنـــد پادشـــــاه ازو
ناصر توسلی « مُـعَـبـِّــــــر » . ۲۴/۷/۱۳۸۵



